![]() |
![]() |
|
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 14:14 توسط سروش |
|
عشق دوتایی زیباست۰ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 14:10 توسط سروش |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:6 توسط سروش |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:2 توسط سروش |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:58 توسط سروش |
|
" شاید " " دلم پر می زند عشق است شاید به تو سر می زند عشق است شاید شکست آخر سکوت خانه ی ما کسی در می زند عشق است شاید "پس از یک عمر" پس از یک عمر آمدی عشق در این ایام دلگیر آمدی عشق "دلم یک غنچه بود و زود پژمرده چرا دیر آمدی ، دیر آمدی عشق در کنج دلم کسی خانه ندارد کس جایی در این خانه ی ویرانه ندارد به عالم هر کجا دردو غمی بود به هم کردند و عشقش نام کردند" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:47 توسط سروش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:46 توسط سروش |
|
|
انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولي من بموني انتظار نداشتم شريك غم هام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني
انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها، آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم تو روياهات ببيني
انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي، كليدها رو با خودت نبري...
انتظار داشتم به حرمت تمام خاطراتمون
تمام يادگاريهاي روي ديوار
تمام خط هاي شمارش روزهاي شب زده مون روي ديوار
تمام دوست دارم هاي روي ديوار
تمام قلب هاي تيرخورده روي ديوار
خداحافظ ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:45 توسط سروش |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:41 توسط سروش |
|
بخاطر تمام محبتی که داشتی بخاطر تمام صداقتی که نشانم دادی بخاطر تمام لذتی که به زندگيم بخشيدی بخاطر تمام اشتباهاتی که ناديده گرفتی بخاطر تمام عشقی که در تو يافتم تا ابد از تو سپاسگذار خواهم بود عزيزم ؛ تو تنها کسی هستی که مرا در بر گرفتی هرگز مگذاشتی که فرو افتم تو تنها کسی هستی که مرا در هر جايی ياری رساندی نيروی من بودی هنگامی که ضعيف بودم صدای من بودی هنگامی که نمی توانستم سخنی بگويم چشمانم بودی هنگامی که نمی توانستم ببينم به من ايمان دادی چرا که باور داشتی همه چيز؛من هستم چرا که دوستم داستی مرا بال بخشيدی و مرا به پرواز واداشتی هنگامی که دستانم را لمس کردی ميتوانستم آسمان را لمس کنم ايمانی را که از دست داده بودم به من باز گرداندی و گفتی:هيچ ستاره ای دور از دسترس نيست در کنارم ايستادی و من سرافراز ايستادم با تمام وجود عشقت را در سر داشتم سپاسگذارم برای هر روزی که به من بخشيدی ممکن است قدر آن را ندانم اما اين را ميدانم که حقيقت دارد خوشبخت بودم زيرا عاشق تو بودم هميشه در کنارم بودی و همچو بادی مهربان مرا نگاه داشتی نوری در تاريکی,عشق تو را در زندگيم تاباند تو الهام بخش من هستی در مبان تمام دروغها تو حقيقت بودی دنيای من بهتر است فقط به خاطر تو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:40 توسط سروش |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:32 توسط سروش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:30 توسط سروش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:26 توسط سروش |
|
|
|
|
|
|
| ||
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:14 توسط سروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 |
|
RSS
|