![]() |
![]() |
|
|
انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولي من بموني انتظار نداشتم شريك غم هام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني
انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها، آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم تو روياهات ببيني
انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي، كليدها رو با خودت نبري...
انتظار داشتم به حرمت تمام خاطراتمون
تمام يادگاريهاي روي ديوار
تمام خط هاي شمارش روزهاي شب زده مون روي ديوار
تمام دوست دارم هاي روي ديوار
تمام قلب هاي تيرخورده روي ديوار
خداحافظ ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:45 توسط سروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 |
|
RSS
|